تهران، یک روز خوب فروردینی در خیابان کریم خان، با دوستی وارد انتشارات نشر ثالث شدم. بر روی صندلی ویژه ی مشتری ها نشستم و دوستم در پی کتاب مورد علاقه اش می گشت. یکی ازفروشنده ها را به حرف گرفتم مرد جا افتاده ای بود. دوستم کتاب مورد علاقه اش را پیدا کرد و خرید.
هنگام رفتن قیمت تقویم دیواری زیبایی که در گوشه ی انتشارات نصب شده بود را پرسیدم اما از خرید آن منصرف شدم. صادقانه بگویم قیمت این تقویم دیواری را برای خرید مناسب ندیدم.
راه خروج را پیش گرفتیم. در هوای حرف زدن های خودمان بودیم و کمی هم از انتشارات دور شده بودیم که همان فروشنده دوان دوان از پشت به ما رسید و گفت که وسیله شما جا مانده است و کیسه سفیدی را به سمت من گرفت. با اشاره به دوستم گفتم من که چیزی را جا نگذاشته بودم!!
اما مرد گفت که این برای شما است. پرسیدم این دیگر چیست؟ او گفت شما یک روزنامه نگار هستین و ما این تقویم دیواری را به شما تقدیم می کنیم.
تعارفات معمول ایرانی گل کرد، در نهایت من آن تقویم دیواری را گرفتم و تشکر کردم. از قدیم گفته اند دوست ما را یاد کند ولو به یه هل پوک.
من آن تقویم دیوارای را گرفتم و از ادب، احترام و قدردانی بچههای نشر ثالث به جایگاه یک روزنامهنگار حالم خوش شد.
حالا این تقویم دیواری ۱۱ ماه در برابر دیدگانم خواهد بود و من هر وقت به آن نگاه کنم لبخندی خواهم زد، لبخندی از جنس قدردانی.
نیک می دانیم که جماعت کتاب خوان کم شده است. فضای مجازی چاپ و نشر را بلعیده است اما من هم به سهم خود آرزوی سربلندی و پایداری برای نشر ثالث و دیگر انتشاراتیها را دارم.
ذکر این نکته اینجا الزامی است که این تبلیغ برای نشر ثالث نیست چرا که نشر ثالث و انتشاراتی های بزرگ نیازی به تبلیغات ندارند این قدردانی از کلاس بالای آدم های است که به همدیگر احترام می گذارند.
شعار سال ۱۴۰۳ «جهش تولید با مشارکت مردم» نامگذاری شد
عارف واحد ناوان







