بله،آمریکا مستقیماً نفت خلیج فارس را مصرف نمیکند.اما اقتصاد ایالات متحده بر پایهی سیستمی بنا شده که در پنجاه سال گذشته به طور کامل به جریان نفت خلیج فارس وابسته بوده است. نام این سیستم «پترودلار» است و این چرخهای بود که واشنگتن را بینیاز از صرفهجویی کرد.در ۱۹۷۴، هنری کیسینجر با سعودیها توافقی امضا کرد که برای پنج دهه، معماری مالی جهان را شکل داد. بر اساس این توافق، عربستان و سایر تولیدکنندگان خلیج فارس متعهد شدند که نفت خود را فقط به دلار بفروشند. در مقابل، آمریکا امنیت نظامی این کشورها را تضمین کرد.اما معامله به همین جا ختم نمیشد و دلارهای نفتی که از فروش نفت به کشورهای آسیایی و اروپایی به دست میآمد، مستقیماً به بازارهای مالی آمریکا بازمیگشت. این سرمایهها صرف خرید اوراق خزانهداری، املاک و سهام آمریکایی میشد. به این ترتیب، دلارهایی که از یک طرف خارج میشد، از طرف دیگر به اقتصاد آمریکا تزریق میگردید. پیامد این چرخه برای آمریکا چه بود؟ این کشور میتوانست بدون نگرانی از کسری بودجه و بدون نیاز به پسانداز داخلی، کالا وارد کند و کسری تجاری خود را با دلارهایی که خودش چاپ میکند، تأمین نماید. به عبارت سادهتر، *پترودلار به آمریکا اجازه داد بدون هزینه، از منابع واقعی جهان استفاده کند.*این روزها، تنگه هرمز عملاً بر روی کشتیهای غربی بسته شده است. پیش از جنگ روزانه حدود ۲۰ میلیون بشکه نفت از این تنگه عبور میکرد. امروز، این رقم به کمتر از ۲ میلیون بشکه کاهش یافته است. اما تأثیر این کاهش بر چرخه پترودلار چیست؟حتی اگر آمریکا خودش نفت خلیج فارس را مصرف نکند، کشورهای واردکنندهی نفت (چین، هند، ژاپن، کره جنوبی) برای خرید نفت مجبور به تأمین دلار هستند. این تقاضای مستمر برای دلار، ارزش پول آمریکا را بالا نگه میدارد. وقتی تنگه هرمز بسته میشود و نفت خلیج فارس به دست مشتریان نمیرسد، این چرخه متوقف میگردد. کاهش جریان نفت به معنای کاهش تقاضا برای دلار است و کاهش تقاضا برای دلار به معنای تضعیف ارزش پول آمریکا میباشد و این بدان علت است که *ترامپ نقشه خوانی جغرافیا بلد نیست!!*آمارها به وضوح این زنگ خطر را تأیید میکنند. سهم دلار از ذخایر ارزی جهان به پایینترین سطح خود در این قرن رسیده است. و جالبتر اینکه، بر اساس گزارش مؤسسهٔ آتلانتیک، حجم تراکنشهای یوان در شبکهٔ پرداخت چین (CIPS) در اواخر مارس ۲۰۲۶ به بیش از ۹۴۰ میلیارد یوان رسیده است. ایران نیز اخیراً اعلام کرده عوارض عبور از تنگه هرمز را به جای دلار به یوان دریافت میکند. اینها نشانههای فروپاشی تدریجی نظام پترودلار است و ما باید این نشانه ها را به نظم دائم تبدیل کنیم.
*اما معادلهی سهضلعی که اکنون در حال شکستن است و نباید با آتش بس زودهنگام مانع آن بشویم چیست؟*نظام پترودلار بر سه پایه استوار است: نیاز آمریکا به نفت، قیمتگذاری نفت به دلار، و رابطه امنیتی واشنگتن با کشورهای خلیج فارس. والاستریت ژورنال و گلوب اند میل هر دو تأیید کردهاند که هر سه این پایهها امروز تحت فشار شدید قرار دارند.
پایه اول: نیاز آمریکا به نفت خلیج فارس، ترامپ میگوید این نیاز از بین رفته است. اما حتی اگر آمریکا نفت خلیج فارس را مصرف نکند، بقیه جهان مصرف میکنند و تا زمانی که جهان نفت را با دلار میخرد، آمریکا به پایداری جریان نفت از خلیج فارس وابسته است.
پایه دوم: قیمتگذاری نفت به دلار، این پایه در حال ترک خوردن است. چین، روسیه، ایران و حتی برخی از کشورهای خلیج فارس، معاملات نفتی به یوان را آغاز کردهاند. گزارشها حاکی از آن است که سهم معاملات نفتی چین با خاورمیانه که به یوان تسویه میشود، در سه ماهه اول ۲۰۲۶ به بیش از ۹۰ درصد رسیده است.
پایه سوم: رابطه امنیتی با کشورهای خلیج فارس، این پایه نیز در حال فروپاشی است. کشورهای عربی منطقه به تدریج دریافتهاند که ناوگان پنجم آمریکا قادر به تأمین امنیت آنها نیست. پهپادها و موشکهای ارزانقیمت ایران، پایگاههای هوایی، بنادر و تأسیسات نفتی متحدان آمریکا را تهدید میکند. همان طور که تحلیلگران اشاره کردهاند، جنگ ۲۰۲۶ ایران ممکن است به نقطه عطفی تبدیل شود که محدودیتهای سیستم «امنیت در برابر نفت» را برای همیشه آشکار کرده است. *میخواهم ادعای بسیار مهمی کنم کنم امنیت تنگه، امنیت دلار است*
در این میان، شاید مهمترین نقطهای که ترامپ از آن غافل مانده، سرمایهگذاریهای عظیم کشورهای خلیج فارس در اقتصاد آمریکا است. صندوقهای ثروت ملی عربستان، امارات و قطر، صدها میلیارد دلار در اوراق قرضه، املاک و پروژههای زیرساختی آمریکا سرمایهگذاری کردهاند. این سرمایهها نه از روی محبت، که در چارچوب همان معاملهی «نفت در برابر امنیت» به آمریکا سرازیر شدهاند.این سرمایهگذاریها برای اقتصاد آمریکا حیاتی هستند. آنها نرخ بهره اوراق قرضه را پایین نگه میدارند، بازار املاک را گرم نگه میدارند و به تأمین مالی کسری بودجه کمک میکنند. اگر این سرمایهها به دلیل ناامنی در خلیج فارس از آمریکا خارج شوند، پیامدهای آن برای اقتصاد ایالات متحده فاجعهبار خواهد بود و *منجر به فروپاشی هژمونی پترودلار و اقتصاد آمریکا میشود*
جنگ در خلیج فارس،بیش از آن که یک درگیری نظامی باشد، یک زلزله اقتصادی است و کانون این زلزله، نظام پترودلار است. ترامپ میگوید ما به تنگه هرمز نیاز نداریم. اما واقعیت این است که امنیت تنگه هرمز، با بقای نظام پترودلار و ثبات مالی ایالات متحده عجین شده است.حالا دیگر کشتیها برای عبور از تنگه هرمز باید با یوان یا رمزارز عوارض بپردازند و کد عبور را از تهران دریافت کنند. چین معاملات نفتی خود را با خاورمیانه به یوان تسویه میکند و کشورهای خلیج فارس به تدریج رابطه امنیتی خود با آمریکا را بازتعریف میکنند. هر روز که تنگه هرمز بسته میماند، یکی از پایههای نظام پترودلار فرو میریزد.
سوال اصلی این است: آیا آمریکا میتواند بدون نظام پترودلار، هژمونی اقتصادی خود را حفظ کند؟ شواهد نشان میدهد که پاسخ «خیر» است. و ترامپ، با انکار وابستگی آمریکا به تنگه هرمز، دارد این واقعیت را نادیده میگیرد.
* کارشناس ارشد دیپلماسی انرژی











