شایسته است که صاحبانِ صنایع و مالکانِ بزرگِ اراضی، بدین نکته وقوف یابند که وکیلِ امروزِ این مرز و بوم، پیش از آنکه مدافعی در محاکم باشد، باید «معماری استراتژیک» باشد که پیوندِ میانِ دانشِ حقوق، فنونِ مهندسی و اصولِ تجارت را نیک میشناسد. در دعاویِ پیچیده پیرامونِ حریمِ اراضی، مسائلِ آب و یا چالشهایِ مستحدث در سازمانهایِ تابعهی دولتی، آنکس پیروزِ میدان است که بتواند با زبانِ مهندسی، ادلهی فنی را چنان به بندهایِ قانونی گره زند که راه بر هرگونه تفسیرِ نادرست مسدود گردد. چنین است که پروندهای که در نظرِ برخی، لاینحل مینماید، در سایهی تخصصِ تلفیقی، به بازگشاییِ قفلهایِ دارایی و آزاد شدنِ سرمایههایِ راکد بدل میگردد.
این حقیقت را نباید از نظر دور داشت که هرگونه بیتوجهی در تنظیمِ عقودِ کلانِ تجاری و پیمانهایِ صنعتی، چه در خریدِ ماشینآلاتِ گرانبها و چه در زنجیرهی تأمینِ نهادهها، راه را بر هدررفتِ سرمایههایِ ملی میگشاید. تخصصِ حقوقیِ منبعث از دانشِ بازرگانی، بهجایِ آنکه در پیِ علاججوییِ پس از وقوعِ خسارت باشد، پیشدستانه با تدوینِ قراردادهایی متقن، امنیتِ ثمن و کالا را تضمین میکند. اینجاست که حقالوکاله، نه یک هزینهی سربار، بلکه بیمهای است که بقایِ بنگاه را در تلاطماتِ اقتصادی صیانت میکند.
به عقیدهی ما در «گروه حقوقی هامون عدالت ایران»، مرزِ میانِ شکست و پیروزیِ یک واحدِ بزرگِ کشاورزی، در نوعِ نگاهِ مشاورانِ اوست. اگر حقوقدان، به چموخمِ دانشِ مهندسی، نقشهبرداری و قواعدِ پیچیدهی بازار آگاه نباشد، همچون کشتیبانی است که دریایِ توفانی را میشناسد اما از هدایتِ کشتی به ساحلِ سلامت، عاجز است. ما برآنیم که با تلفیقِ اقتدارِ قانونی و دانشِ چندوجهی، راه را برایِ توسعهی بیدغدغهی کارآفرینان هموار سازیم تا سرمایهگذارِ این سرزمین، بهجایِ آنکه در راهروهایِ دادگستری و ادارات سرگردان شود، تمامیِ همتِ خویش را مصروفِ آبادانیِ مزارع و رونقِ چرخِ صنعتِ این خاک نماید. کارنامهی ما، گواه است که پیوندِ دانشِ مهندسی با شمشیرِ بُرّایِ قانون، چگونه میتواند تهدیداتِ سیستماتیک را به فرصتهایِ بیبدیلِ اقتصادی بدل سازد.












