به گزارش دنیای سرمایه، این آمار صرفاً یک شاخص فنی نیست؛ هرگونه توقف در هرمز، حرکت چرخ اقتصاد جهانی را با اختلال مواجه میکند. کشورهای عربی حوزه خلیج فارس، از عربستان سعودی و امارات گرفته تا کویت و قطر و حتی عراق، مدل اقتصادی خود را بر این فرض بنا کردهاند که تنگه هرمز همواره باز و امن میماند؛ فرضی که با فروپاشی آن، میلیاردها دلار صادرات انرژی این کشورها در روزهای نخست قفل خواهد شد.
بحران برای کشورهای خلیج فارس
در روایت غالب رسانههای غربی، بسته شدن تنگه هرمز اغلب بهعنوان «اقدامی انتحاری برای ایران» تصویر میشود، اما این روایت تنها نیمی از واقعیت را بازتاب میدهد. واقعیت آن است که کشورهای عربی خلیج فارس صادرکنندگانی کاملاً وابستهاند.
انفجار قیمت بنزین در جهان
بسته شدن تنگه هرمز حتی اگر موقت باشد، بازار انرژی را دچار وحشتی فوری خواهد کرد. در چنین شرایطی، قیمت نفت میتواند به سرعت از ۱۲۰ دلار در هر بشکه فراتر رود و در صورت ادامه یا تشدید درگیری، رسیدن به ارقام ۱۴۰ یا ۱۵۰ دلار نیز دور از ذهن نخواهد بود. اما مسئله فقط افزایش قیمت نفت نیست. تورم جهانی، رکود اقتصادی، سقوط بازارهای مالی، افزایش هزینه حملونقل و فشار مستقیم بر معیشت مردم در اروپا و آسیا، پیامدهای اجتنابناپذیر این شوک خواهند بود. به بیان روشنتر، بسته شدن هرمز یعنی بهای جنگ در خلیج فارس، در پمپبنزینهای جهان پرداخت خواهد شد.
ضربهای عمیقتر از نفت
اگر شوک نفتی خطرناک است، بحران LNG میتواند ویرانگرتر باشد. قطر بهعنوان یکی از بزرگترین صادرکنندگان گاز طبیعی مایع جهان، تقریباً تمام صادرات LNG خود را از تنگه هرمز عبور میدهد. اروپا که پس از جنگ اوکراین به گاز خلیج فارس روی آورده است، در چنین سناریویی صرفاً با افزایش قیمت مواجه نخواهد شد، بلکه با کمبود واقعی و فیزیکی انرژی روبهرو میشود. این وضعیت بهمعنای زمستانهای سردتر در اروپا، فشار اجتماعی و سیاسی شدید و بازگشت امنیت انرژی این قاره به نقطهای شکننده و ناپایدار است.
آمریکا، بازنده اقتصادی
ایالات متحده ممکن است از نظر نظامی توانایی بازگشایی تنگه هرمز را داشته باشد، اما پرسش کلیدی این است که با چه هزینهای و در چه بازه زمانی؟ بازار انرژی به زمان حساس است، نه به پیروزی نهایی. حتی چند هفته اختلال در عبور نفت و گاز میتواند برای ایجاد بحران جهانی کافی باشد. در چنین شرایطی آمریکا ناچار به آزادسازی ذخایر استراتژیک نفت خود خواهد شد و متحدان اروپایی و آسیاییاش با فشار شدید افکار عمومی و تورم انرژی مواجه میشوند و نظم شکننده انرژی جهان وارد مرحلهای تازه از بیثباتی میگردد.
زلزلهای در بازار جهانی: بسته شدن تنگه هرمز در صورت درگیری ایران و آمریکا، زلزلهای واقعی در بازار انرژی جهان خواهد بود؛ ستون فقرات اقتصاد جهانی را به لرزه درمیآورد، وابستگی شکننده کشورهای حاشیه خلیج فارس را آشکار میکند و نشان میدهد نظم انرژی جهان تا چه اندازه آسیبپذیر است. شاید مهمترین پیام چنین سناریویی این باشد: وقتی انرژی به سلاح تبدیل میشود، هیچکس، حتی قدرتمندترین بازیگران، برنده نخواهد بود.











