یادداشت دکتر سعید باستانی مدیر عامل شرکت تاچکو به مناسبت هفته ی بهره وری :در پارادایم کنونی اقتصاد صنعتی، بهرهوری و بهینهسازی مصرف، مستقیماً با توانمندی استراتژیک شرکت گره خورده و توجه به این مهم، حرکتی هوشمندانه در راستای حفظ و ارتقای مزیت رقابتی پایدار تلقی میشود و این هنر سازمان هاست که در مواجهه با محدودیت نهادهها، تنها از طریق بازمهندسی چرخههای عملیاتی و افزایش نرخ بهرهوری منابع است که میتوان ضمن صیانت از سرمایههای ملی، ارزشافزودهای پایدار را در کل زنجیره ارزش خلق نمود.
در صنایع انرژیبر، جایی که شرکت توسعه انرژی چادرملو در آن نقشآفرینی میکند، بهرهوری به معنای بهینهسازی چرخههای عملیاتی و حداکثرسازی ارزشآفرینی از داراییهای موجود است. هر واحد انرژی که با هوشمندی ذخیره میشود یا هر فرآیند صنعتی که با اصلاح مهندسی بهینه میگردد، مستقیماً به معنای افزایش تابآوری سازمان در بازارهای پرنوسان و تقویت جایگاه رقابتی ماست.
بهرهوری انرژی حوزه ایست که اکنون در کانونِ دیپلماسیِ فنی و حکمرانی نوین قرار گرفته و به اهرمی قدرتمند و راهبردی برای مهار ناترازیهای ساختاری و افزایش قدرت رقابتپذیری ملی تبدیل شده است. در این ساحت، اولین ضرورت استراتژیک، گذار از رویکردهای تکبعدی فنی به مدیریت جامع انرژی است؛ بهگونهای که بهرهوری نه در قالب پروژههای پراکنده، بلکه بهعنوان مؤلفهای ذاتی در معماری صنایع و زیرساختهای کلیدی بازتعریف شود. این نگاه مستلزم گذار به سیستمهای هوشمند توزیع و مصرف است که در آن، دادهها، امکان بهینهسازی پویا را فراهم آورده و وابستگی اقتصاد به سوختهای فسیلی را از طریق برقیسازی حداکثری و ارتقای ضریب بازدهی تجهیزات مصرفکننده، به حداقل میرسانند.
در این راستا، بهرهگیری از منابع انرژی پایدار نظیر زمینگرمایی، بادی و خورشیدی با توجه به موقعیت جغرافیایی کشور، بهعنوان یک استراتژی تابآورانه در اولویت قرار می گیرد چرا که این فناوری ها با ایجاد یک منبع پایدار انرژی، نوسانات ناشی از قیمتهای جهانی را خنثی کرده و ثباتی راهبردی در هزینههای عملیاتی کشور ایجاد میکنند. آنچه این رویکرد را به یک استراتژی هوشمندانه تبدیل میکند، قابلیت تلفیق آن با سایر فناوریهای نوین، از قبیل سیستمهای مبتنی بر اینترنت اشیا، سیستمهای مدیریت انرژی و تحلیل دادهمحورِ فرآیندها است که با یکپارچهسازی این مؤلفهها و شکل گیری شبکهای از انرژی سبز و کارآمد، راندمان کل زنجیره بهطور قابل توجهی بهبود خواهد یافت.
چالشِ اصلی در تحقق این اهداف، نه کمبود تکنولوژی، بلکه وجود شکافهای ساختاری در نظام قیمتگذاری و مدلهای سرمایهگذاری است. لذا، تدوین مدلهای مالی نوین که ریسکهای پروژههای ارتقای بهرهوری را از طریق مکانیزمهای تضمین عملکرد کاهش میدهند، موضوع حیاتی دیگری است که در ادبیات نوین حکمرانی انرژی بر آن تأکید میشود. همزمان با این تحولات، ایجاد استانداردهای سختگیرانه برای تجهیزات انرژیبر، در کنار توسعه بازارهای مبادلهی گواهیهای صرفهجویی، میتواند به مثابهی کاتالیزوری برای ورود بخش خصوصی به این حوزه عمل کرده و بهرهوری را به یک کسبوکار سودآور و جذاب تبدیل کند. این زنجیرهی بههمپیوسته از اقدامات، از فناوریهای نوآورانه تا اصلاحات نهادی، نشان میدهد که موفقیت در این حوزه تنها در گرو نگاهی کلنگر است که بهرهوری انرژی را به مثابهی یک مزیت مطلق اقتصادی و نه فقط یک ضرورت زیستمحیطی میبیند.
آینده صنعت انرژی متعلق به شرکتهایی است که شدت مصرف انرژی خود را به حداقل رسانده و بالاترین نرخ بهرهوری را در زنجیره ارزش خود ثبت کنند. ما در شرکت توسعه انرژی چادرملو مصمم هستیم تا با بازطراحی سیاستهای انرژی، ضمن حرکت به سمت غیرمتمرکزسازی و بهرهگیری از منابع تولید پراکنده، به سمت ساختاری حرکت کنیم که در آن، مصرف بهینه نه یک اقدام ثانویه، بلکه قلب تپنده مدل کسبوکار ما باشد.
بهرهوری امروز، به معنای ایجاد ظرفیت برای سرمایهگذاریهای فرداست. امید که با همافزایی و تعهد به اصول بهینهسازی، نه تنها در ارتقای شاخصهای اقتصادی صنایع، بلکه در ایفای نقشِ ملی خود برای حفظ سرمایههای انرژی کشور، پیشگام باشیم.
سعید باستانی












