چالش‌های تجارت ایران با چین و همسو‌سازی با نظم مالی در حال ظهور

چالش‌های تجارت ایران با چین و همسو‌سازی با نظم مالی در حال ظهور
بسیاری بر این باورند که مهم‌ترین مسئله تحریم‌ها، جریان مالی و جابه‌جایی ارز است؛ اما لازم است به نقش سازوکارهای پرداخت رسمی و جایگاه یوان در نظم نوین مالی توجه کرد.

به گزارش دنیای سرمایه، در تحلیلی پیرامون تجارت ایران با چین توضیح داده می‌شود که هرگاه کالایی صادر می‌کنیم، ارزی خارج از کشور دریافت می‌شود و این ارز ضروراً به کشور برنمی‌گردد؛ زیرا از حسابی در خارج از کشور به حسابی در خارج از کشور منتقل می‌شود و در مقابل کالا وارد کشور می‌شود. ریال‌ها بین خریداران و فروشندگان، صادرکنندگان و واردکنندگان جابه‌جا می‌شود و ارز هم در خارج از کشور جابه‌جا می‌شود. بنابراین به‌جز نیازهای مسافرتی، سفته‌بازی یا دانشجویی، ارز معمولاً به کشور بازنمی‌گردد. اما چرا درباره چالش تراستی‌ها و لزوم ایجاد ساختار پرداخت رسمی بحث می‌شود؟

وقتی از نظام پرداخت رسمی صحبت می‌شود، می‌توان تعریفی کلاسیک ارائه کرد: نظام پرداخت رسمی از طریق شبکه بانکی است و از طریق ساختارهای گمرکی و مالیاتی با شفافیت عبور می‌کند. این سیستم قابل ردیابی است و در حوزه‌های پولشویی و مشابه می‌تواند به‌طور منظم رهگیری شود و به سامان‌دهی تجارت کمک کند. با این مثال توضیح بیشتری می‌دهم؛ وقتی صادرکننده‌ای صادرات می‌کند و به شبکه بانکی دسترسی ندارد و ما تحت تحریم هستیم—یعنی نظام پرداخت رسمی نداریم—کار به نوعی شبیه قمار می‌شود.

به این معنا که یا صادرکننده ما باید کالا را بفرستد و منتظر بماند که خریدار خارجی پولش را کامل و به‌موقع بدهد. اگر آن خریدار کلاهبردار باشد یا مشکلی پیش آید، دست صادرکننده برای پیگیری بسته است؛ یا خریدار باید ۱۰۰ درصد اعتماد کند و پول بدهد و منتظر باشد تا کالا برسد. اما وقتی دو بانک بین ما کارگزاری می‌شوند—بانک کارگزار ایرانی در کشور و بانک طرف چینی یا مقصد—این دو بانک از قبل یکدیگر را ارزیابی کرده‌اند. روند کار طولانی است و ممکن است قرارداد کارگزاری ماه‌ها طول بکشد. در این فرایند کاغذهای زیادی بررسی می‌شود و برای همدیگر حد اعتباری تعیین می‌شود.

بانک کارگزار ایرانی و بانک کارگزاری چینی وقتی با یکدیگر قراردادی می‌بندند، برای همدیگر حد اعتباری مشخص می‌کنند؛ به‌طوری که تا سقفی بدون شرط، پرداخت‌ها انجام می‌شود و بالعکس. این رابطه کارگزاری خدماتی را فراهم می‌کند که به آن تأمین مالی تجارت می‌گوییم، مانند ال‌سی و حواله. متداول‌ترین ابزارش ال‌سی است؛ به‌خاطر تحریم‌ها از آن محروم شده‌ایم.

ال‌سی در واقع اعتماد را به گارانتی تبدیل می‌کند؛ تراست را به تضمین تبدیل می‌کند. شما به‌عنوان خریدار به بانک طرف خود در چین مراجعه می‌کنید و درخواست گشایش ال‌سی می‌دهید. رابطه‌ای بین شما و بانک شما شکل می‌گیرد. بانک اعتبارسنجی می‌کند که آیا شما مشتری معتبر هستید یا نه. اگر معتبر نباشید، وثیقه یا نقد گذاشته می‌شود. این یک رابطه بین خریدار و بانکش است. بنابراین در نظام پرداخت رسمی که از طریق شبکه بانکی انجام می‌شود، نخست ریسک فرار یا کلاهبرداری کاهش می‌یابد و اهرم مالی به شما اجازه می‌دهد با مبالغ کمتر، تجارت را گسترش دهید و تراست را به گارانتی تبدیل کنید.

حال کجای این داستان هستیم؟ ما مسیری را از سال‌های ۱۴۰۰-۱۴۰۱ تا اکنون با روسیه طی کرده‌ایم و اکنون تمرکزمان بر چین است چون وزن بزرگی در تجارت ایران دارد؛ این کشور بالاترین سهم را در فروش نفت دارد و در کنار سایر کامودیتی‌ها با ما تعامل می‌کند.

در این بین سؤال مطرح است که آیا چین انگیزه ژئوپلیتیک پشت این مبادلات دارد یا صرفاً منافع ایران را مدنظر قرار می‌دهد؟ از منظر ژئوپلیتیک، کشورهای بزرگ نیز به دنبال منافع فراتر از نیازهای کوتاه‌مدت هستند. بحران مالی ۲۰۰۸ و چاپ بی‌رویه پول توسط آمریکا، چین را بر آن داشت تا با تشکیل بلوک‌های مالی جدید و جهان‌رَوایی یوان، نظم مالی نوینی طرح‌ریزی کند. رقابت استراتژیک با آمریکا و تنش‌های اخیر از جمله جنگ اوکراین اروپا را به سمت بلوک‌های جایگزین سوق داده است. اجرای این پروژه‌ها در ایران با موانعی روبه‌روست، به‌ویژه نبود مدیر پروژه متمرکز شد و پس از استعفای علی لاریجانی، کار پیشبرد چین به نهادهای متعدد واگذار شده و هماهنگی بین‌بخشی کم است. در کنار آن، سیستم قدیمی نیز همچنان فعال است.

بخشی از تجارت ایران با چین از طریق درهم و مسیر امارات انجام می‌شود. این اکوسیستم مزایایی مانند نزدیکی، سهولت، فرهنگ مشترک و نقدشوندگی سریع دارد و ذی‌نفعان (صرافان، تجار) در آن فعالند. هرگونه انتقال سهم به یوان نیازمند تحلیل دقیق (نقاط قوت، ضعف، فرصت و تهدید) و ارائه مشوق‌های هدفمند (مثلاً ۰.۵ درصد سود بیشتر) از سوی رگولاتور است تا اکوسیستم جدیدی در چین ایجاد شود.

برای برون‌رفت از این وضعیت، دو راهبرد کلی مطرح است: ۱) تقویت و رسمی‌سازی مسیر مستقیم با چین (فروش نفت و دریافت یوان و تخصیص آن برای واردات کالا) که نیازمند مدیر پروژه متمرکز و مذاکره در سطح عالی است. ۲) بهبود و ساماندهی اکوسیستم غیررسمی موجود. یک نقطه شروع عملی برای مسیر مستقیم، تأمین کالاهای اساسی از چین است. با توجه به حجم ۵ تا ۶ میلیارد دلاری این کالاها و چند قرارداد بزرگ، می‌تواند بستری کم‌ریسک برای آغاز نظام رسمی پرداخت با چین باشد. در نهایت، با وجود تحریم‌ها، کشورهای غیرتحریمی مانند عربستان نیز به دلیل پروژه‌های زیرساختی عظیم چین به سمت پذیرش یوان حرکت می‌کنند. این یک فرصت تاریخی برای ایران است که با رفع موانع داخلی و ایجاد عزم سیاسی، خود را با نظم مالی در حال ظهور هماهنگ کند.

پربازدیدترین اخبار

بانک توسعه تعاون از طرح تسهیلاتی «وصال» ویژه زوج‌های جوان رونمایی کرد

اقتصاد آمریکا دچار رکود می‌شود؟

بازار آپارتمان‌های ۶۰ متری در تهران

انرژی برق اصلی‌ترین محرک صنعت است

انرژی برق اصلی‌ترین محرک صنعت است

تجارت با روسیه در مرحله نتایج ملموس است

جدیدترین اخبار
قیمت خودروها در بهمن ۱۴۰۴ ناهمسانی داشت: دنا پلاس و تارا صعودی، ری‌را افت شدید

قیمت خودروها در بهمن ۱۴۰۴ ناهمسانی داشت: دنا پلاس و تارا صعودی، ری‌را افت شدید

قیمت افتتاحیه دلار و ارزها امروز ۳۰ بهمن

قیمت افتتاحیه دلار و ارزها امروز ۳۰ بهمن

افزایش مالیات در بودجه ۱۴۰۵ بورس را تهدید می‌کند

افزایش مالیات در بودجه ۱۴۰۵ بورس را تهدید می‌کند

طلای جهانی به مرز حساس قیمت رسید

طلای جهانی به مرز حساس قیمت رسید

بانک مرکزی روال جدید پرداخت وام و تأیید مشتری را منتشر کرد

بانک مرکزی روال جدید پرداخت وام و تأیید مشتری را منتشر کرد