بازار سرمایه همواره به عنوان «دماسنج اقتصاد» شناخته میشود؛ ابزاری که نوسانات آن، دمای سلامت یا بیماری یک اقتصاد را نشان میدهد. اما زمانی که این دماسنج به دلیل تنشهای فرامرزی یا سیاستهای داخلی از کار میافتد، نشانه یک بحران ساختاری است. در حالی که اقتصادهای جهانی با مدیریت ریسک، نوسانات سیاسی را در بازارهای خود جذب میکنند، بورس ایران در مواجهه با کوچکترین تنشهای منطقهای، دچار شوکهایی میشود.یکی از اصلیترین دلایل آسیبپذیری بورس ایران، ساختار مالکیت شرکتهای بزرگ است. طبق تحلیلهای کارشناسی، از میان شرکتهای تراز اول بازار سرمایه، بخش عمدهای (حدود ۹۰ درصد) تحت کنترل نهادهای شبهدولتی و عمومی هستند. این تمرکز قدرت، بورس را به یک «بازار دولتی» تبدیل کرده است.در نتیجه، هنگامی که تنشهای نظامی یا تحریمها افزایش مییابد، هدف اصلی حملات یا فشارهای اقتصادی، صنایع استراتژیک مانند فولاد، پتروشیمی و خودروسازی است که بخش بزرگی از شاخص کل را تشکیل میدهند. این یعنی هر ضربه سیاسی به زیرساختهای صنعتی کشور، مستقیماً به ارزش داراییهای سهامداران منتقل میشود. در مقابل، اگر بخش خصوصی نقش واقعی و گستردهای در اقتصاد داشت، بدنه بازار متنوعتر بوده و ضربات سیاسی بر صنایع دولتی، نمیتوانست کل شاخص بازار را فلج کند.در کنار مسائل ساختاری مذکور، بازار سرمایه در مقطع کنونی با چالشهای چندلایهای دست و پنجه نرم میکند که عمق بحران را دوچندان کرده است. اخیر در منطقه، باعث ایجاد «ریسک سیاسی» شده است. سرمایهگذاران در شرایط عدم قطعیت، تمایل به خروج از بازارهای پرریسک دارند، که این امر منجر به ریزشهای ناگهانی و تعطیلیهای اجباری میشود.در حالی که بورس همواره به عنوان ابزاری برای حفظ ارزش پول در برابر تورم شناخته میشد، اما در شرایط فعلی، نوسانات شدید نرخ ارز و فشار بر موجودی ارزی شرکتها، باعث شده است که بورس دیگر آن پناهگاه امن همیشگی نباشد.کاهش نقدینگی و سیاستهای پولی: محدودیتهای ناشی از سیاستهای کنترل تورم و مدیریت نقدینگی، باعث شده است که ورود پول تازه به بازار با سرعت بسیار کمتری نسبت به سالهای گذشته انجام شود، که این امر قدرت بازگشت شاخص را کاهش داده است.با وجود فضای تیرهوتار، تحلیلگران معتقدند تعطیلی طولانیمدت بورس منطقی نیست. با مدیریت درست ریسک و استفاده از ظرفیتهای صندوقهای تثبیت بازار، میتوان انتظار بازگشایی را داشت. در این میان، طبق الگوی تاریخی، شرکتهایی که در زنجیره تأمین کالاهای اساسی (مانند دارو، مواد غذایی و سیمان) و همچنین بخشهای پایدارتر مثل بانک و بیمه فعالیت میکنند، احتمالاً در اولین موج پس از بازگشایی، عملکرد بهتری نسبت به صنایع سنگین و وابسته به انرژی خواهند داشت.برای آنکه بورس ایران از یک «بازار واکنشی» به یک «بازار توسعهدهنده» تبدیل شود، راهی جز تغییر ساختار اقتصادی وجود ندارد. تقویت رقابتپذیری، گسترش واقعی نقش بخش خصوصی و شفافیت در اطلاعات، تنها راههای خروج از این چرخه معیوب هستند. تا زمانی که بخش خصوصی در بدنه اصلی اقتصاد حضور نداشته باشد، بازار سرمایه همچنان در برابر هر تلاطم سیاسی، مانند یک ساختمان بدون ستون، با خطر فروپاشی روبرو خواهد بود.










