به گزارش خبرآنلاین روزنامه اعتماد نوشت:سالهاست که فریاد و فغان بخش خصوصی از بنگاهداری دولت و رقابت با مردم در عرصه تولید و تجارت، به آسمان است. واضح است که کسی را یارای رقابت با دولت نیست و آنچه بر جا میماند، زمین خوردن کسب و کارهای خصوصی است که البته نتایج اجتماعی و سیاسی هم دارد.
امتناع دولت از دخالت در امور صنعتی و تولیدی و کسب و کارها البته پدیده مبارکی است. شأن حاکمیت نظارت و مراقبت و سیاستگذاری است و نه انتفاع تجاری، اما در کدام حوزهها؟ برق و آب و گاز، نیاز روزانه و حیاتی مردم ایران است و نباید آن را به بنگاههای خصوصی واگذار کرد، اگر بنگاههایی خارج از نظارت و نفوذ دولت و اعمال حاکمیت، چنان بزرگ شوند که انحصار زیرساختهای حیاتی مردم را در دست بگیرند چه اتفاقی میافتد؟ به راحتی توانایی لازم برای چانهزنی با دولت را پیدا خواهند کرد و این به ضرر منافع عمومی است.
گام نهادن در مسیری که پیش از ما سرمایهداری غربی از آن راه رفته، کاری نادرست است. ما هر جا که به ابتکار خود توانستهایم الگوی حاکمیتی خود را برقرار کنیم، نتایج قابل قبولی هم گرفتهایم. شکی نیست که ابتکارات ما برای حکمرانی، باید در بوته آزمایش قرار گیرند و محک بخورند و حک و اصلاح شوند، اما چه نیازی است که از الگویی پیروی کنیم که عملا بر ضد منافع مردم محروم و اقشار آسیبپذیر است؟چند سال پیش که جدال خصوصیسازی بالا گرفته بود، سازمان بهزیستی، اداره آسایشگاهها و اقامتگاهها را به بخش خصوصی واگذار کرد! موضوع بسیار تکاندهنده است، بخش خصوصی قطعا باید برای عملیات خود سود دریافت کند، لابد برای بیشتر کردن این سود، کارهای مختلفی هم خواهد کرد، این طبیعت یک بنگاه است. ولی این آسایشگاهها و اقامتگاهها، بنگاه تجاری نبودند که درآمدی داشته باشند، این اماکن برای نگهداری و درمان کسانی تاسیس شدهاند که نیازمند مراقبت و حفاظت هستند. از اینها که پولی در نمیآید! دولت هم میخواهد با این اقدام پولی کمتر از گذشته پرداخت کند، نتیجه میشود فجایعی که چند باری خبر آن به بیرون درز پیدا کرد.
در این شرایط اقتصادی و روحی و روانی مردم، تمرکز بر واگذاری زیرساختهای حیاتی به بخش خصوصی، آغاز یک پروژه نارضاییسازی است. شرکتهای خصوصی حق دارند برای تامین سود خود قیمتگذاری کنند و دستی آزاد در رساندن برق به خانهها داشته باشند. نمیتوانید آنها را به سرمایهگذاری ترغیب کنید و آن وقت از آنها بخواهید به اندکی قناعت کنند، این با روح سرمایهداری در تضاد و تعارض است.
مبادا در پیروی از الگوهای غربی که آزمایش شدهاند، مردم را به فلاکت بیندازید. حوزههای فراوان دیگری وجود دارند که رسیدگی به آنها و محدود کردن تصدیگری دولت در آنها بسیار مهم هستند، اما دست بردن در زندگی روزمره مردم نتایجی نامیمون خواهد داشت.
الگوهای کاپیتالیستی ممکن است بر روی کاغذ درست نمایانده شوند، ممکن است تصور رفاه و سعادت را به دست بدهند اما به حذف و تضعیف بخش بزرگی از محرومان جامعه منجر میشود. ما بدون تردید میتوانیم راههای میانهای هماهنگ با اقلیم اقتصادی و اجتماعی خاص خودمان بیابیم. در صلاحیت معاون محترم تردیدی نیست و نمیخواهم به دولتی که آزمون موفقی را در اداره کشور پشت سر گذاشته خردهای بگیرم، اما واگذاری امور حیاتی مردم به بخش خصوصی، تصویری مهیب از آینده به دست میدهد. قرار نبوده که جمهوری اسلامی ایران، شبیه کشورهای سرمایهداری بشود. اینجا باید کشور مهربانی و رافت و رواداری باشد.
17302











