به گزارش دنیای سرمایه و به نقل از شرکت توسعه انرژی چادر ملو ( تاچکو ) و براساس گزارش Associated Press با استناد به دادههای دولتی هند و تحقیقات Ember، طی ۱۵ ماه نزدیک به ۱۱ تراواتساعت تولید خورشیدی در شبکه هند محدود شده است؛ حجمی از انرژی که بنا بر برآورد این گزارش میتوانست برق حدود ۱۰ میلیون خانوار را تأمین کند.
مسئله کمبود تابش یا ظرفیت نیروگاهی نیست. مشکل در جایی میان نیروگاه و مصرفکننده شکل گرفته است: شبکه انتقال، ذخیرهسازی انرژی و انعطافپذیری سیستم برق نتوانستهاند با سرعت توسعه ظرفیت خورشیدی همگام شوند.
چگونه کشوری با تقاضای بالای برق، برق خورشیدی را محدود میکند؟
پاسخ را باید در الگوی زمانی تولید و مصرف جستوجو کرد. تولید نیروگاههای خورشیدی معمولاً در میانه روز به اوج میرسد، اما پیک تقاضای شبکه الزاماً همین الگو را دنبال نمیکند. در بسیاری از سیستمهای برق، با نزدیک شدن به عصر و کاهش تولید خورشیدی، تقاضا همچنان بالا باقی میماند.
اگر در میانه روز ظرفیت انتقال کافی وجود نداشته باشد، ذخیرهسازی در دسترس نباشد و نیروگاههای حرارتی نیز نتوانند به سرعت تولیدشان را کاهش دهند، اپراتور شبکه مجبور میشود بخشی از تولید خورشیدی را محدود کند.
در شبکه هند، تمرکز بالای ظرفیت خورشیدی در ایالتهایی مانند گجرات و راجستان نیز فشار بیشتری بر کریدورهای انتقال وارد کرده است؛ AP گزارش میدهد این دو ایالت نزدیک به نیمی از ظرفیت خورشیدی کشور را در خود جای دادهاند.
وقتی پنل در دو سال ساخته میشود اما خط انتقال بیشتر زمان میبرد
یکی از مهمترین نکات این تجربه، تفاوت سرعت توسعه تولید و شبکه است. پروژه خورشیدی یا بادی میتواند در زمانی نسبتاً کوتاه ساخته شود، اما توسعه خطوط انتقال، پستها و مجوزهای شبکه معمولاً زمان بیشتری میطلبد.
این عدم تقارن، یکی از چالشهای کلیدی گذار انرژی است: ساخت مگاوات جدید لزوماً به معنای امکان تحویل همان مگاوات به مصرفکننده نیست. نیروگاه، شبکه انتقال، پست، ذخیرهسازی، مدیریت بار و ظرفیت انعطافپذیر باید بهعنوان اجزای یک سیستم واحد توسعه پیدا کنند.
مشکل دیگر؛ نیروگاههای حرارتی به آسانی کنار نمیروند
عامل دیگری که مسئله هند را پیچیده کرده، سهم بالای نیروگاههای زغالسنگی در تولید برق است. حتی با افزایش سریع ظرفیت تجدیدپذیر، زغالسنگ همچنان نقش اصلی در تولید برق هند دارد.
نیروگاههای حرارتی بزرگ نمیتوانند مانند یک کلید روشن و خاموش شوند. کاهش سریع بار آنها میتواند بر راندمان، هزینه بهرهبرداری و پایداری فنی واحد اثر بگذارد. به همین دلیل، زمانی که تولید خورشیدی در بعدازظهر افزایش پیدا میکند، پایین آوردن سریع تولید برخی واحدهای زغالسنگی دشوار است.
در چنین شرایطی ممکن است شبکه همزمان برق خورشیدی کمهزینه در اختیار داشته باشد و ناچار باشد بخشی از ظرفیت حرارتی را نیز روشن نگه دارد. اینجاست که مفهوم «انعطافپذیری شبکه» اهمیت پیدا میکند.
شکاف ذخیرهسازی؛ از چند گیگاوات امروز تا دهها گیگاوات نیاز آینده
یکی از ابزارهای اصلی حل این مشکل، ذخیرهسازی انرژی است. باتریها میتوانند برق خورشیدی مازاد ظهر را دریافت کرده و چند ساعت بعد، همزمان با کاهش تولید خورشیدی و افزایش تقاضای عصرگاهی، دوباره به شبکه تحویل دهند.
براساس گزارش AP، هند در میانه ۲۰۲۶ حدود ۳ گیگاوات ظرفیت ذخیرهسازی باتری در اختیار داشته است. در مقابل، برنامه رسمی Central Electricity Authority نشان میدهد برای ادغام مقیاس بزرگ خورشیدی و بادی تا سال ۲۰۳۱-۳۲، هند به حدود ۷۳.۹۳ گیگاوات / ۴۱۱.۴ گیگاواتساعت ظرفیت ذخیرهسازی نیاز خواهد داشت.
این نیاز شامل حدود ۴۷.۲۴ گیگاوات BESS و ۲۶.۶۹ گیگاوات ذخیرهسازی تلمبهای است. دولت هند نیز در یک توصیه رسمی خواسته است در مناقصات خورشیدی آینده حداقلی از ذخیرهسازی هممکان با نیروگاه در نظر گرفته شود.
هند در حال ساخت یکی از بزرگترین سیستمهای انرژی پاک جهان است
اهمیت موضوع زمانی بیشتر مشخص میشود که مقیاس توسعه تجدیدپذیر هند را ببینیم. در میانه ۲۰۲۶ ظرفیت انرژی پاک این کشور به حدود ۳۳۱.۷ گیگاوات رسیده و برای نخستین بار از ظرفیت فسیلی، حدود ۳۰۲ گیگاوات، عبور کرده است.
طبق تحلیل Reuters با استناد به Ember و Global Energy Monitor، ظرفیت خورشیدی هند از حدود ۰.۰۷ گیگاوات در ۲۰۱۰ به حدود ۲۱۱ گیگاوات در میانه ۲۰۲۶ رسیده است. هدف رسمی هند نیز رسیدن به ۵۰۰ گیگاوات ظرفیت غیرفسیلی تا ۲۰۳۰ است.
بنابراین مسئله ۱۱ تراواتساعت Curtailment را نباید نشانه شکست توسعه خورشیدی شبکه هند دانست؛ بلکه میتوان آن را نشانه ورود این کشور به مرحله دوم گذار انرژی دانست: مرحلهای که در آن چالش اصلی، ادغام حجم بزرگ برق متغیر در شبکه است.
درس مهم؛ گذار انرژی فقط پروژه تولید نیست
تجربه شبکه هند یک پیام مهم برای تمام کشورهایی دارد که با سرعت در حال توسعه انرژیهای تجدیدپذیر هستند. اگر ظرفیت خورشیدی سریعتر از شبکه انتقال، ذخیرهسازی، بازار برق، مدیریت تقاضا و انعطاف نیروگاههای موجود رشد کند، بخشی از سرمایهگذاری انجامشده نمیتواند ظرفیت واقعی خود را در اختیار سیستم برق قرار دهد.
در چنین شرایطی مسئله دیگر «کمبود تولید» نیست؛ کمبود قابلیت جذب تولید است. توسعه ۱۰۰۰ مگاوات نیروگاه خورشیدی زمانی ارزش کامل خود را ایجاد میکند که شبکه بتواند برق را منتقل کند، سیستم بتواند در زمان مازاد آن را ذخیره کند و بازار بتواند انرژی را به زمانی منتقل کند که بیشترین ارزش را دارد.
داستان ۱۱ تراواتساعت برق خورشیدی محدودشده در هند، داستان «هدررفت خورشید» نیست؛ داستان یک تغییر بنیادین در صنعت برق است.
هرچه سهم منابع متغیر مانند خورشید و باد افزایش پیدا میکند، ارزش اقتصادی سیستم از صرفاً ساخت ظرفیت تولید به سمت توان مدیریت ظرفیت حرکت میکند. خطوط انتقال بیشتر، شبکه هوشمندتر، ذخیرهسازی بزرگمقیاس، نیروگاههای انعطافپذیر و مدیریت تقاضا، به همان اندازه پنل خورشیدی و توربین بادی به اجزای گذار انرژی تبدیل میشوند.
پیام تجربه هند روشن است: آینده انرژی پاک را فقط با مگاوات نیروگاه نمیتوان سنجید؛ باید دید شبکه چه مقدار از آن مگاوات را واقعاً میتواند بپذیرد.











