به گزارش دنیای سرمایه، با وجود اخبار و احتمالهای مطرحشده درباره پیشنویس توافقی یکصفحهای میان ایران و آمریکا برای پایان دادن به درگیری، آیا کار به پایان رسیده است؟ بدون تعارف چنین نیست. جنگی مهمتر و خطرناکتر آغاز میشود که هرگونه سهلانگاری در آن عواقب سنگینی به دنبال دارد.
با تجربه جنگ ۱۲ روزه و وقایع شبه کودتای دیماه، باید آموخته باشیم که پاشنه آشیلی که نقطه ضعف بزرگ ماست را با دقت و هوشیاری بیشتری مراقبت کنیم تا غفلت از آن تبعاتی جبرانناپذیر در پی آورد.
هنوز جنگی پایان نیافته و توافقی شکل نگرفته بود و تنها آتشبس موقتی برقرار بود. تورم مواد غذایی در برخی کالاها به صددرصد رسید. نرخ خدمات نیز با آن همسو بالا رفت و متوسط قیمت یک متر مربع آپارتمان در کلانشهرها از جمله تهران در مدت کوتاهی بیش از ۷۰ درصد رشد کرد و قیمت خودرو و لوازم خانگی هم به بهانه ضربه به صنایع فولاد و پتروشیمی کنترل شد.
و جالب اینکه این افزایش قیمتها رابطه قابل توجهی با تغییر نرخ ارز نداشت، زیرا دامنه نوسانی ارز بین ۲۰ تا ۲۵ درصد بود. نه جمعیت کشور به سرعت افزایش یافته بود و نه تقاضای شدیدی ایجاد شده بود و نه ازدواج به شکل چشمگیری افزایش یافته بود و نه…
بلکه تنها یک اتفاق افتاده بود: پس از جنگ به تنظیمات کارخانه بازگشتیم. فعال شدن دوباره دیو دلالی و واسطهگری پس از ماههای بیعملی ناشی از شرایط جنگ، این بار به شکل جدیتری بازگشته بود تا هر آنچه در سایه مقاومت مردم و فرشتگان کارزار و حضور حماسی آنان در صحنه خیابان و خونهای پاک عزیزانمان به دست آمده بود را به خطر اندازد.
حال باید بفهمیم که سکوت و تماشای روندی که شکل گرفته چه عواقبی دارد و اگر دولت و همه قوا و مقامات نظامی، انتظامی و قضایی به سرعت وارد عمل نشوند، دامنه آسیب به انسجام و وحدت ملی روز به روز وسیعتر میشود. اینکه دوباره روشهای گذشته را به عنوان راهکار بپذیریم ره به جایی نمیبرد.
روشهایی مانند ارزپاشی اخیر بانک مرکزی، تخصیص هزار دلار به هر شهروند و هزار یورو به هر مسافر خارجی یا تشدید تعزیرات یا برخوردهای سخت با کسبه خرد، از این دست است.
زنگ خطر این است که با سرکوب دستوری نرخ ارز و بیتوجهی به معاملات واسطهگرایانه املاک و مستغلات و همزمان با داغ شدن شدید تورم این بخش، میلیاردها دلار سرمایه از کشور خارج شود؛ طبقه ثروتمند که در برخی مناطق شهری چندین واحد لوکس دارند، با فرصتهای به وجود آمده سودهای هنگفتی را به دست میآورند.
اینکه میلیاردها دلار ارز ذیقیمت کشور در کوتاهترین زمان به واردات کالاهای لوکس اختصاص یابد. و اینکه با رشد مزیت نسبی کالاهای وارداتی، کارخانجات تولیدی داخلی آسیبهای جدی ببینند که هماکنون نیز با دهها مشکل روبهرو هستند و این آسیب با ضربه به اشتغال عمومی در دوران جنگ و آسیب به زیرساختها تشدید میشود.
اینکه با نقدینگی عظیمی که دولت برای جبران خسارتها نیاز دارد شاهد رشد کسری بودجه و در نتیجه چاپ پول بدون پشتوانه و تورم تبعی باشیم.
و اینکه همچنان بدون تحولات اساسی در نظام بانکی و سیستم مالیاتی و با ترس از اصلاحات، همان معاملات ظالمانه و ساختارهای غارتی پابرجا بماند، فاصلههای طبقاتی عمیقتر شود و فشار تورمی بر اقشار کمدرآمد و حقوقبگیران و بیکاران افزایش یابد که خطر آن به امنیت ملی و انسجام ملی بیش از هر زمان دیگری است و میتواند تهدیدی جدی برای آینده کشور باشد.
تا دیر نشده با تجربه پس از جنگ ۱۲ روزه و جلوگیری از بازگشت به تنظیمات کارخانه، اقدام انقلابی، تدابیر مناسب، و وضع قوانین همسو با شرایط حساس اقتصادی پسا جنگ رمضان، اجازه عبور از این تنگه خطرناک اقتصادی را به دشمن ندهیم.









